زمستان

همه شعرهای اخوان زیبا و دلنشینند ولی به نظر من شعر زمستان از همه بهتر و زیباترست.

در اینجا سعی میکنم که این شعر را تحلیل و برسی کنم. شاید قبول دوستان افتد.

ادامه نوشته

آخرالزمان

پيش بيني ابراهيم نبوی:

(شکایت به سازمان حفظ حقوق مولفین)

از ابراهیم نبوی

به سازمان جهانی حفظ حقوق مولفین ( دامه برکاته)

اینجانب سید ابراهیم نبوی، طنزنویس و نویسنده، از دوازده سال قبل مطالبی را به
عنوان طنز نوشته و منتشر کرده ام. در یکی از نوشتارها، اینجانب در تاریخ 14 آذر 1378
مطلبی نوشتم که اگر کشور به دست دیوانه ها بیافتد، وزیر مسکن اعلام خواهد کرد که آشپزخانه
اوپن، غیراسلامی و ممنوع است. یک هفته قبل آقای نیکزاد (وزیر مسکن) در نوشته خود عینا مطلب مرا "که آشپزخانه اوپن غیراسلامی و ممنوع است" به عنوان بخشنامه رسمی به
سازمانهای مربوط به مسکن و شهرسازی  ابلاغ کرده است!!

حماقت های ابدی

دیروز 28 مرداد بود. خیلی فکر کردم که چه بنویسم ولی چیزی به ذهنم نرسید. روزی که مردم همیشه در صحنه ایران حماقتی نو آفریدند و ملت ابلهی که تا صبح زنده باد مصدق میگفتند، شب شعار مرگ بر مصدق سر دادند. گویا تکرار مکررات حماقتهای این ملت غیور را پایانی نیست. تکرار تکرار تکرار و باز هم تکرار. تکرار حماقتهای این ملت به بلندای تاریخ سراسر مسخره یشان است. برای همین است که گفته های عبید و حافظ و سعدی و صادق هدایت و اخوان و شاملو هرگز با گذر زمان برای ما  کهنه نمیشوند!! هنوز هم  وقتی آنها میخوانیم گمان میکنیم که همین دیروز نوشته شده اند. این تک ستاره های بزرگ هم در برابر حماقتهای این ملت بزرگ!! هیچوقت نتوانسته اند کاری از پیش ببرند. زیرا که به قول هراکلیوس:

"در برابر حماقت ، خدایان هم عاجزند."

دوستانی بهتر از آب روان

 سلام به همگی.

دیشب خواب عجیبی دیدم. خواب دیدم مرده ام! ولی جالب اینجا بود که خودم مثل یه روح همه و همه چیز رو میدیدم. همه دوستام اومده بودن خونه ما. بجز اونا کس دیگه ای توی خونه نبود. هر چی دنبال خانواده ام گشتم پیداشون نکردم. خونه در قرق دوستام بود. شب بود و همه دور هم نشسته بودن و خوش و بش میکردن. من هم رفتم کنارشون و نشستم. اعلامیه من هم اون وسط بود. رسول یه نگاهی بهش انداخت و سرسری خوندش. بعد خندید و با لهجه زاقارت ترکیش گفت: هه، اینجا نوشته جوان ناکام!! اون که ناکام نبود! همه نگاهها به سمت رسول چرخید و با چشم از او میخواستن که ادامه بده.

ادامه نوشته

دیالوگ: کمال الملک به مظفر الدین شاه:

مگر به این ملت مفلوک فخر بفروشید که مضحکه ی عالمید.....

کمال الملک (علی حاتمی)

پاکستان، الگو یا عبرت؟

همه ما کم و بیش از مصائب پاکستان با خبر هستیم. از یک طرف جنگ با گروهای تندرو ادامه دارد و هنوز دولت پاکستان نتوانسته است که در این جنگ به موفقیت چشمگیری دست یابد. دولت پاکستان حتی نمیتواند که کنترل برخی از مناطق را بدست گیرد. این مناطق به جولانگاه گروه های تروریستی تندرو بدل گشته است و دولت مرکزی حتی یک اداره کوچک و یا یک مدرسه ابتدایی هم در این مناطق ندارد. گویی که این مناطق اصلا جز قلمرو کشور پاکستان نیستند. البته در مناطق تحت کنترل دولت نیز اوضاع بسیار نا به سامان است. کمتر روزی است که خبر انفجار یا تروری، حتی در پایتخت به گوش نرسد. فقر هم که بیداد میکند. اقتصاد پاکستان روز به روز خراب تر میشود و امیدی هم به بهبود آن نیست. این کشور هر روز بیشتر به سمت جنگهای داخلی پیش میرود و گویا قرار است که یاد افغانستان یکی دو دهه پیش را در اذهان زنده کند. اما همه اینها کم بود که سیل خانمان برنداز هم به آن اضافه شد. دولت هیچ توانایی در کنترل بحران ندارد و ملتمسانه دست نیاز (بخوانید گدایی) به سوی دنیا دراز کرده است. مفسرین جهانی نیز همواره  بر این نکته تاکید دارند که نمیتوان از دولت و اقتصاد پاکستان بیشتر از این انتظار داشت. باشد، انتظاری نداریم. اما نکته جالب این قضایا برای ما ایرانیهای بیخبر از همه جا این است که پاکستان از لحاظ تکنولوژی هسته ای کشور بسیار سطح بالائیست. کشور مخترع سانتریفیوژهای پی1 و پی2 و پی3 !! و توانایی غنی سازی در سطح بسیار بالای هم اورانیوم و هم پولوتونیوم! تکنولوژی ای که ما در رویا هم به زحمت ممکن است در آینده به آن دست یابیم. (البته بگذریم از کلاهکهای اتمی آماده شلیک این کشور.) ایران وقتی که به چند عدد از سانتریفیوژهای نسل پی2 دست یافت ، کلی بوغ و کرنا و افتخار به در و دیوار نثار کرد. تکنولوژی ای که در پاکستان بسیار قدیمی است. واقعا با غنی سازی میشود ادعا کرد که به دانشی مدرن دست یافته ایم؟ میتوان گفت که به یک ابر قدرت نظامی و اقتصادی بدل گشته ایم؟ آیا پاکستان یک ابر قدرت اقتصادی که هیچ، آیا یک ابر قدرت نظامی هست؟ خودمانی تر بگویم: آیا اصلا کسی پاکستان را به آدم حساب میکند؟  کشوری که حتی بر اوضاع اسفناک داخلی خودش هم مسلط نیست؟ بگذریم از اینکه پاکستان برای دستیابی به این تکنولوژی های بسیار بسیار مدرن و کارآمد!! هیچ بهایی هم نپرداخت!

چه بگویم که: گر در خانه کس است، یک حرف بس است.

 و

 در نیابد حال پخته هیچ خام

 پس سخن کوتاه باید، والسلام.

 

پ ن: راستی میدانید که افغانستان 4 هلی کوپتر و 45 نفر دکتر و مهندس برای کمک به سیل زدگان پاکستانی اعزام کرده ولی ما ایرانیهای انسان دوست هیچی!!؟

شیاتیم (شادی)

در سنگ نوشته خشایارشا، به زبان ایرانی باستان، بر جبهه جنوبی پلکان شرقی آپادانا میخوانیم:

بغ وزرک اهورمزدا

هیه ایمام یومیم ادا، هیه اوم اسمانم ادا، هیه مرتیم ادا، هیه شیاتیم ادا مرتی یهیا.

ترجمه:

خدای بزرگ اهورا مزدا

که این زمین {را} آفرید، که آن آسمان {را} آفرید، که مردم {را} آفرید، که شادی داد مردمان {را}.

سنگ نوشته مشابه ای را داریوش نزدیک مدخل اصلی تخت جمشید به زبان بابلی بر جای گذاشته است:

بزرگ است اهورا مزدا، که مهست خدایان است، که آسمان و زمین را آفرید، که مردمی را آفریده و شادی را برای مردم.

در لوح های دیگری که به زبانهای فارسی باستان و بابلی و عیلامی از خشایار شا به جای مانده باز همین جملات در ابتدای آنها به چشم میخورد.

من آدمی نیستم که بخواهم به ایران باستان افتخار کنم یا... فقط هرجا که جمله زیبایی پیدا کنم به آن و گوینده اش احترام میگذارم. حال میخواهد این جمله از چنگیز باشد یا اسکندر و یا شاهان باستانی ایران و یا...

واقعا چه انسانهای بزرگی بوده اند که چنین به شادی احترام میگذاردند و آنرا از آفرینشهای بزرگ خدای خود میدانستند! به عکس بعضی از ادیان و فرقه ها و... که فقط برای به گریه انداختن مردم تلاش میکنند!

پرتقال فروش را بیابید!

دیروز مشد جاسم سر سنگین شده بود. جواب سلامم را زورکی داد. لابد پول قند و چایش را میخواست. این بود که عصبانی شدم و ننه ات را زدم. تو هم بزرگ بشی و زن بگیری، اگر پول نداشته باشی و پیش مردم خجالت بکشی، زنت را می زنی. از من هم بدتر میزنی.

از این ولایت (علی اشرف درویشیان)

مبارزه! کدام مبارزه؟

در سرزمینی که زندگی بی ارزش است و مرگ ارزشمند، اعتصاب غذا بدترین روش و پر خوری روشی خوب و خوب زندگی کردن و شاد بودن بهترین روش است.

تا آخرین نفس شاد بزید.

بزرگ نمایی های تاریخ

 بال سمت راست: زنده به گور شدن چند چینی به دست ژاپنیها.

(بالا سمت راست عکس فوق ، زنده به گور شدن چند چینی به دست ژاپنیها را نشان میدهد.) 

در  جنگ جهانی دوم، ژاپن (هیرو شیما و ناکازاکی) مورد حمله اتمی آمریکا قرار گرفت. در جریان این حمله 200هزار نفر کشته شدند و...

همه این حمله را ناجوانمردانه میدانند و آنرا محکوم میکنند و ترومن (رئیس جمهور وقت آمریکا) را مقصر اصلی این حادثه میدانند. آیا به واقع اینچنین است؟ اگر شما به جای ترومن یا دیگر متفقین بودید، در آن شرایط چه میکردید؟

جنگ جهانی در غرب در اول سپتامر 1939 با حمله آلمان نازی به لهستان شروع شد در حالیکه آغاز جنگ جهانی دوم را باید 7 ژوئیه 1937 دانست. با حمله ژاپن به چین. و یا حتی 1931 و با حمله ژاپن به منچوری. ( و پایان آن نیز در 2 سپتامبر 1945 و تسلیم شدن ژاپن به دلیل بمبارانهای اتمی هیروشیما و ناکازاکی). جنگ جهانی دوم بیش از 60 میلیون نفر تلفات به بار آورد که بیش از 50 میلیون نفر آن از اتباع متفقین بودند. این تعداد تلفات رقم وحشتناکیست. به واقع برای پایان دادن به اینچنین جنگ خونباری و پایین آوردن احتمال تکرار چنین فاجه ای چه باید کرد؟ چه هزینه ای باید داد که این فاجعه بزرگ به پایان برسد؟ و دیگر تکرار نشود؟( یا لااقل احتمال تکرارش خیلی خیلی کم شود.) آیا واقعا عدد 200 هزار کشته شده بر اثر بمباران اتمی ژاپن با رقم بیش از 60میلیون کشته در جریان این جنگ، رقم قابل ملاحظه ایست؟ من نمیدانم چرا 200 هزار کشته برای مردم عدد بالائیست اما 60میلیون به چشم هیچکس نمیآید! تعداد تلفات حملات اتمی به ژاپن کمتر از 0.3 درصد کل تلفات این جنگ است. اگر من هم به جای ترمن میبودم همین حملات اتمی را به ژاپن انجام میدادم. نجات دنیا از خطر فاشیسم و چنین جنگ خانمان سوزی ارزش این هزینه را دارد. من نمیدانم چرا همه آمریکا را مسئول این بمباران اتمی میدانند! پس سهم فاشیستهای آلمانی و ایتالیایی و ژاپنی چه میشود؟ به نظر من مسئول اصلی این بمباران اتمی شخص هیروهیتو و دیگر سردمداران وقت ژاپن هستند که آغازگر این جنگ خانمان سوز بودند. البته این حملات اتمی برای ژاپنیها سودمند هم بود!! چون باعث شد که ژاپن با مظلوم نمایی سرپوشی بر جنایات فجیع خود در جریان این جنگ بگذارد. (بیش از 5/4 میلیون نفر چینی به دست ژاپنیها کشته شدند.)  ترومن فقط کاری را انجام داد که هر انسان عاقل و قاطعی در چنین شرایطی باید انجام دهد. نجات جهان و انسانها. البته با پرداخت هزینه ای که نسبت به ابعاد این فاجعه هزینه ناچیزی بود.

جواد خیابانی

پرسپولیس و سایپا بدون تماشاچی برگذار شد ولی کاش بدون گزارشگر هم میبود!!

معما

راستی، میدونین جوجه تیغیها چطور تولید مثل میکنن!؟

جواب در ادمه...

ادامه نوشته

نظرسنجی نما از تماشاگر نماها در فوتبال نما

در فوتبال ایران به مسائل و چیزهای عجیب و غریبی بر میخوریم که برای همه مردم دنیا جک است و برای ما خاطره! فقط این چیزها اینقدر برای ما تکرار شده اند که دیگر برای ما بدیهی به نظر میرسند و دیگر اصلا به مسخرگی  آنها پی نمیبریم. 

مثلا فرض کنید در کشوری بعد از وقوع یک حادثه آنرا پیشبینی کنند!! یعنی اول همه صبر کنند که اتفاقی خاص به وقوع بپیوندد  و بعد از وقوع، آن حادثه را پیشبینی کنند!! یعنی پیشبینی گذشته! چنین چیز مسخره ای برای همه ما دور از ذهن است اما واقعا چیزی شبیه این در ایران رخ میدهد:

پیشبینی نتیجه های ورزشی در دنیای امروز اهمیت زیادی دارد. هم از لحاظ بنگاههای شرط بندی و هم برای جذب مخاطب در رسانه های مختلف. این کار به روشهای مختلف صورت میگیرد که یکی از آنها پیشبینیهای مردمی است. به این صورت که قبل از بازی از طیف وسیعی از مردم نظرسنجی میشود و قبل از بازی کارشناسان روی این نظرسنجیهای مردمی بحث میکنند و بعد از پایان بازی آنرا با نتیجه واقعی به دست آمده مقایسه میکنند و...

اما در برنامه های ورزشی  سدا و صیمای!! ایران نتیجه نظرسنجی در پایان بازی مشخص میشود!! چون مخاطبین تا دقایق پایانی بازی فوتبال میتوانند در این نظرسنجی شرکت کنند و درست پس از پایان بازی، نتیجه نهایی نظرسنجی در صفحه تلویزیون نمایش داده میشود!! یعنی وقتیکه همه مردم و کارشناسان نتیجه پایانی بازی را میدانند! واقعا این نظرخواهی از مردم به چه دلیل است؟ جالب اینجاست که این نظرسنجیها حالت پیشبینیهای مسابقه ای را هم ندارند! و در پایان همه کسانی که در نظرسنجی شرکت کرده بودند، در قرعه کشی پایانی شرکت داده میشوند! یعنی فرقی نمیکند که پیشبینی شما درست بوده یا غلط! و در هر صورت شانس برنده شدن شما در قرعه کشی پایانی تغییری نمیکند. پس واقعا هدف و فلسفه این نظرخواهی چیست؟ شما فقط یک پیامک برای سدا و صیما! میفرستید و در یک قرعه کشی خیلی خیلی کم شانس شرکت میکنید. اگر سدا و صیما بگوید که یک پیام بدون متن بفرستید و در قرعه کشی ما شرکت کنید، خیلی سنگین تر است. نقطه تلخ این قضیه اینجاست که مردم فهیم ایران هم به صورت میلیونی در این فوکاهی مضحک شرکت میکنند. جالب اینجاست که هزینه ارسال کل پیامکها بیش از بیست برابر مقدار کل جایزه هاست! مثل یک جریان بخت آزمایی کاملا غیر منصفانه!

باور کنید که ما یکی از مضحکترین مردم دنیا هستیم. فقط کمی بدون تعصب و بیطرفانه به این موضوع فکر کنید، فقط کمی فکر...  

مشکل اصلی

خواجه از پای بست ویران است!

خانمش فکر نقش ایوان است

این دیگه چیه!!؟