دیروز مشد جاسم سر سنگین شده بود. جواب سلامم را زورکی داد. لابد پول قند و چایش را میخواست. این بود که عصبانی شدم و ننه ات را زدم. تو هم بزرگ بشی و زن بگیری، اگر پول نداشته باشی و پیش مردم خجالت بکشی، زنت را می زنی. از من هم بدتر میزنی.

از این ولایت (علی اشرف درویشیان)